نظر علي الطالقاني
152
كاشف الأسرار ( فارسى )
طاهره را كه در مقام ادّعاء فدك فرموده و اين خطبهء شريف و كلمات لطيف را از ايشان ، چنانچه مجلسى ( قدّس سره ) در حقّ اليقين فرموده ، جماعتى نقل كردهاند مثل صاحب كتاب سقيفه و صاحب مروّج الذهب و صاحب كشف الغمّه كه مسلّم الطرفين است و سيّد مرتضى به سندهاى ايشان از عايشه ، و ابن طاوس از طريقهء عامه ، و سيّد احمد در كتاب بلاغات النّساء به چندين سند روايت كرده است و ابن اثير در نهايه اكثر الفاظش را روايت كرده و بسيار طولانى است . مجلسى فرموده قريب به دو جزو است و ما همان قدر كه متعلّق به ادّعاء فدك و اثبات عداوت است نقل مىنمائيم . و خود فصاحت و بلاغت كلام مباركش نه به حدّى است كه از غير معصوم بر آيد و يا كسى او را بتواند نسبت به غير او بدهد و خود كلام در شهادت بس است . آن طاهرهء مطهّره با جمعى از زنان چادر عصمت را در بر كرد و آمد تا داخل مسجد شد و ابو بكر در ميان گروهى از مهاجر و انصار نشسته بود ، پس پردهء سفيدى كشيدند و در پس پرده نشست و نالهاى كشيد كه خروش از مردم برخاست و صداى گريه و زارى بلند شد ، پس قدرى صبر كرد تا صداها فرو نشست ، پس شروع فرمود به خطبه و حمد و صلوات و پس از حمد و ثنا و صلوات فرمود : ايّها النّاس بدانيد كه منم فاطمه ، و پدرم محمّد است . پس شمرد بر ايشان جملهاى از زحمتها و تبليغ رسالت پدر بزرگوارش را و قدرى از حقوق و نعمتهاى دنيوى و اخروى پيغمبر ( ص ) را بر ايشان فرمود و در آن بين فرمود : و هر مرتبه كه شاخى از شيطان ظاهر شد يا فتنهء عظيمى از مشركان دهن گشود برادرش على را در كام ايشان انداخت و از جنگ رونگردانيد تا فرق جرأت ايشان را پامال قدم شجاعت خود گردانيد و سرهاى ايشان را در زير پاهاى خود ديد و آتش فتنهء ايشان را به آب تيغ بيدريغ خود فرونشانيد ، خود را به تعب مىافكند در اعلاء دين حق تعالى و اهتمام مىنمود در امر خدا و نزديك بود به رسول خدا و از او جدا نمىشد در هيچ حال و سيّد اولياى خدا بود ، دامن بر زده بود در طاعت خدا و خير خواه خلق بود ، خود را به مشقّت مىافكند در تحصيل رضاى خدا و در اين حال شما در رفاهيّت عيش ايمن بوديد و در مهد ايمنى متنعّم بوديد و از براى ما منتظر بلاها و فتنهها بوديد و توقّع اخبار موحشه مىنموديد و چون جنگى رو مىداد پهلو تهى مىكرديد و در هنگام قتال پشت به دشمن داده مىگريختيد . چون حق تعالى از براى پيغمبرش خانهء پيغمبران خود را در آخرت اختيار كرد و او را به آرامگاه برگزيدگانش برد ، ظاهر شد در سينههاى شما خار كفر و شقاق ، و هويدا گرديد در شما